ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)
87
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)
اركان توكل پس اركان توكل پنج است كه چهار ركن آن علمى است و يكى از آنها عملى مىباشد و آن چهار بدون پنجمى قوامى ندارد ، بلكه عمل به عنوان پايه توكل محسوب مىشود و ثمرهء توكل در عمل ظاهر مىشود و ميوهء آن در عمل چيده مىشود و از اينجا مىفهميم كه علم بدون عمل ريشهاى ندارد و رشد نمىيابد و از آن بهرهاى گرفته نمىشود . زيرا اگر كسى از درد دندان شكايت كند و مىداند كه ترشى برايش ضرر دارد سپس ترشى را بخورد ترشى دندانش را درد مىآورد و علم به بد بودن ترشى براى او نفعى ندارد چون عمل به اين علم را ترك كرده است . و به نتيجه اين اركان پنجگانه در گفتار حضرت بنگر ! وقتى بنده اين گونه باشد جز براى خدا كار نمىكند و قلبش منحرف نمىشود ، و اين سه امر است : اول اخلاص ، زيرا وقتى دانست كه مخلوق ضرر و نفعى ندارد براى مخلوق عمل نمىكند و خواهان مقامى در قلب او نيست . پس انگيزه رياكار از بيخ كنده شد و قلبش منحرف نشد . و به اخلاص استقامت يافت . و اعمال عبادى وى به قصد قربت در جاى شايسته خويش قرار گرفت . دوم : عزت نفس با كمال بىنيازى از مردم ، در اينكه طمع خود را از مردم مىبرد ، زيرا هر كس فهميد كه مردم روزى ده نيستند به ايشان اميد نمىبندد و با اميدش به پروردگارش اعتماد مىكند ، زيرا خداى روزى ده است و نه غير او . سوم : به امنيت مىرسد و از جميع مخلوقات و همه جانوران موذى نمىهراسد ، و به همين خاطر مخلصين و عابدان و رهروان ( سياح ) از جلوى حيوانات مىگذرند ولى نمىترسند . زيرا هر كس كه يقين دارد كه مخلوق ضرر نمىرساند از او نمىهراسد و اعتقادش در مورد درندگان همانند اعتقادش در مورد پشه است . [ امام صادق و شير ] ابو حازم عبد الغفار بن حسن حديث كرد كه در زمان منصور من با ابراهيم بن ادهم بودم كه به كوفه آمد و ابو عبد الله جعفر بن محمد بن على علوى نيز به كوفه آمد جعفر بن محمد ( ع ) بيرون آمد و مىخواست به مدينه برگردد . علما و اهل فضل كوفه آن حضرت را مشايعت كردند و از جمله ايشان ثورى و ابراهيم بن ادهم بودند . مشايعتكنندگان پيش افتادند ناگاه شيرى را در راه ديدند . ابراهيم ادهم به ايشان گفت بايستيد تا جعفر بن محمد بيايد پس بنگريم كه چه مىكند . امام